محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

44

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

سلم مخزية : صلحى ذلت‌بار كه دشمن به همه شروط عادلانه طرف مقابل از روى اجبار تن درمىدهد . فأنبذ إليه : پيمان صلح را واگذار و با او اعلام جنگ كن . ساختار ادبى السلام : مبتدا است و خبر آن « عليك » حذف شده است . شرح و تفسير در شرح و تفسير نامه شماره شش گفته شد كه امام على عليه السّلام آن نامه را به دست جرير بن عبد اللّه بجلى براى معاويه فرستاد و نيز گفته شد : پس از آن‌كه امام عليه السّلام جرير را به شام فرستاد ، ياران امام عليه السّلام به وى پيشنهاد جنگ عليه معاويه دادند . امام عليه السّلام در پاسخ به آنان گفت : آماده‌سازى براى جنگ عليه مردم شام با وجود جرير در آن‌جا به صلاح نيست ؛ زيرا اين كار موجب گسستن هرگونه ارتباطى با شام گشته و مانع از به راه آمدن شاميان مىشود . ليكن زمانى براى بازگشتن جرير معين كرده‌ام كه پس از آن در شام نخواهد ماند ؛ مگر آن‌كه فريب خورده باشد يا نافرمانى كند . « 1 » چون موعد مقرر فرا رسيد امام عليه السّلام نامه‌اى بدين مضمون براى جرير نوشت : دليلى براى درنگ و تأخير نيست و بايد كار را با معاويه يكسره كنى : بيعت يا جنگ . « 2 »

--> ( 1 ) . نك : شرح خطبه 43 . ( 2 ) . نصر بن مزاحم منقرى در كتاب « وقعة صفين » مىنويسد : مغيرة بن شعبه به امام عليه السّلام پيشنهاد داده بود كه معاويه را به امارت شام گذارد و خودش را نيز امير مدينه گرداند . امام عليه السّلام نپذيرفته و فرمود كه من ستمگران را به يارى نمىگيرم . وقعة صفين ، نصر بن مزاحم منقرى ، به كوشش : عبد السلام هارون ، چاپ قاهره : 52 و نيز الفتوح ابن اعثم : 1 / 446 .